سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )

423

جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )

مأمون ، فضل و حسن فرزندان سهل را براى مشورت در امر ولايت‌عهدى على الرضا نزد خود خواند . حسن بن سهل او را نصيحت كرد كه از اين رأى صرف نظر كند و از خشم خاندان عباسى در انتقال خلافت به خاندان علوى پرهيز نمايد ، اما فضل بن سهل اين فكر مأمون را تحسين كرد و او را به انجام اين كار ترغيب نمود . مأمون نيز به عظمت كار آگاه بود ، ازاين‌رو ، به اين دو برادر گفت : من با خدا عهد كرده‌ام كه اگر بر مخلوع « 6 » ظفر يافتم ، خلافت را به بهترين فرد از خاندان ابو طالب بسپارم ، و كسى را در ميان ايشان بهتر از اين مرد نمىشناسم . حسن هم ناچار شد كه رأى خليفه را بپذيرد . « 7 » اصفهانى روايت مىكند كه مأمون فضل و حسن ، فرزندان سهل را نزد على الرضا عليه السّلام فرستاد تا به حضرت بگويند كه خليفه مايل است او را به ولايت‌عهدى برگزيند . امام در آغاز از قبول اين امر امتناع ورزيد . آن دو تهديد كردند كه اگر در عدم پذيرش اصرار ورزد ، گردنش را خواهند زد . سپس مأمون امام را به مجلس خود خواند ، اما حضرت باز هم نپذيرفت . ازاين‌رو ، مأمون نيز او را به قتل تهديد كرد و گفت : « عمر امر خلافت بعد از خود را بين شش نفر قرار داد كه يكى از آنان جدّ تو بود ، و فرمان داد كه هركدام از آن شش تن مخالفت كرد ، گردنش را بزنيد ، اكنون تو هم ناچارى كه ولايت‌عهدى را بپذيرى ! ازاين‌رو ، على الرضا عليه السّلام مجبور شد رأى خليفه را بپذيرد . » « 8 » صاحب فخرى نيز بر اين نظر است كه فضل بن سهل مسئول انجام اين كار بود و آن را به خوبى به پايان رساند . « 9 » بيعت ولايت‌عهدى با على الرضا عليه السّلام در ماه رمضان سال 201 محقق شد . فضل بن سهل

--> - المأمون . . . الى على بن موسى لاشخاصه ، فحمل اليه مكرها . » قطعا نويسنده ، چنين نيتى نداشته و دچار سهو شده است ؛ چرا كه چند سطر بعد به رواياتى كه امام را مجبور به پذيرش اين سفر كرد اشاره مىكند . ( مترجم ) . مسعودى ، مروج الذهب ، ج 4 ، ص 28 . ( 6 ) . مخلوع ، منظور امين است كه از خلافت خلع ، و كشته شده بود . ( 7 ) . اصفهانى ، مقاتل الطالبيين ، ص 562 - 563 . ( 8 ) . همان ، ص 563 . ترديد امام على الرضا به قبول ولايت‌عهدى ، به علم جفر كه امام جعفر صادق عليه السّلام ، وضع كرده بود ، برمىگشت . در اين علم از ناتمام ماندن كار على الرضا عليه السّلام خبر داده شده بود ( ابن طباطبا ، الفخرى فى الآداب السلطانيه ، ص 698 ) در تصحيح معناى جفر گذشت كه اين معنا صحيح نيست . ( 9 ) . ابن طباطبا ، الفخرى فى الآداب السلطانيه ، ص 198 .